العلامة المجلسي

44

حق اليقين ( فارسى )

قول ايشان بود و اظهار علم خود بكتب ايشان و آياتى كه اشعارى بر متابعت انبياء دارد محمول بر اصول دين است كه متفق عليه جميع اديانست و بر موافقت ايشان در تبليغ رسالت و تحمل و صبر در امور شاقه است و اما پيش از بعثت مدلول اخبار و ادلهء عقليه بسيار است كه آن جناب اهتمام در عبادات و تتبع در مكارم اخلاق و اجتناب از محرمات و مساوى آداب زياده از همه كس ميفرمود چون تواند كه ساير خلق در حداثت سن مكلف بشرايع باشند و عبادت حقتعالى كنند و اشرف مخلوقات تا چهل سال مطلقا مكلف بعبادتى نبوده باشد و راه دين خود را نداند با آنكه متفق است كه آن حضرت انواع عبادت ميكرد و بيست و پنج حج پيش از هجرت پنهان بجا آورد و آداب حسنه از تسبيح و تحميد و تسليم و ترك محرمات و مكروهات و روزه و انواع عبادات از آن جناب صادر ميشد و نميتواند بود كه اينها به متابعت شريعت ديگران باشد به چندين وجه ( وجه اول ) آنكه اگر عمل بشريعت پيغمبر ديگر نمايد رعيت او خواهد بود و بايد كه آن پيغمبر افضل از او باشد و اين خلاف ضروريات دين است ( وجه دويم ) آنكه شريعت آن پيغمبر را بايد بداند تا بشرع او عمل نمايد و اگر بوحى دانست پس پيغمبر خواهد بود و عمل بشرع خود كرده خواهد بود كه موافق شرع پيغمبر ديگر باشد و اگر به غير وحى دانست پس بايست از علماء آن ملت اخذ كرده باشد و از جملهء معجزات آن جناب آن بود كه خط و سواد نداشت و با علماء اهل كتاب معاشرت نكرد و قصص انبياء را به نحوى كه در كتب ايشان بود بيان كرد پس چگونه از ايشان فرا گرفت و ايضا اكثر علماء اهل كتاب در آن عصر فاسق و فاجر بودند چگونه اعتماد بر گفتهء ايشان ميتوانست كرد ( وجه سيم ) آنكه در احاديث بسيار وارد شده است كه هيچ زمان دنيا خالى از حجت خدا نميباشد اگر حضرت رسول در ابتداء تكليف پيغمبر نبود بايست يا وصى عيسى يا وصى ابراهيم را تتبع نمايد و به او ايمان بياورد و تابع او گردد پس بايست اين معنى را اكثر اهل مكه بدانند و نقل كنند قطع نظر از آنكه لازم مىآيد كه آن حضرت مرتبه‌اش پست‌تر از آن وصى باشد و افضليت آن حضرت بر ساير خلق ضرورى دين اسلام است پس گوئيم كه پيغمبرى آن جناب هميشه بود پيوسته بوحى و الهام الهى بشريعت خود عمل مينمود و بعد از چهل سال رسول شد و مأمور گرديد كه مردم را بسوى خدا دعوت نمايد به چندين وجه ( وجه اول ) آنكه خاصه و عامه از آن جناب روايت كرده‌اند كه فرمود من پيغمبر بودم در وقتى كه آدم ما بين آب و گل بود احاديث بسيار وارد شده است كه روح آن جناب را در عالم ارواح بروح انبياء مبعوث گردانيدند و همه به او ايمان آوردند و ملائكه تسبيح و تقديس الهى را از ارواح مقدسه